مقالات

نظریه «انتظار مسلمانه» که در دعای غیبت و در تحلیل مرحوم دولابی آشکارا بیان شده است تصور مشهور از انتظار که تعجیل را در خود دارد دگرگون می کند.

دعای غیبت از ادعیه معرفت بخشی است که با درخواست معرفت آغاز می شود و اولین درخواست هم معرفت خود خداست. به عبارت دیگر ما از امام به خدا نمی رسیم بلکه از خدا به امام‌ می رسیم! در ادامه هم می فهمیم که برای تثبیت وباقی ماندن بر دین، معرفت به امام بعد از معرفت خدا و رسول ضروری است وگرنه مرگ جاهلی در انتظار ماست!

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ‏
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی‏

دعای سه مرحله ای غیبت اینجا به یک پایان اولیه می رسد و برخی این دعا را تا اینجا بیان کرده اند اما در روایات دیگر دعا مفصلا ادامه پیدا می کند و راز بزرگی از انتظار در زمان غیبت را تبیین می کند:

اللَّهُمَّ لاَ تُمِتْنِی مِیتَةً جَاهِلِیَّةً وَ لاَ تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی‏

بعد از این درخواست در ادامه اسامی دوازده امام تا قائم بیان می شود؛ گویی که این ذوات مصداق تثبیت بر دین (و آیه وَ لاَ تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی‏ ) هستند.

بر این اساس، دعا ادامه پیدا می کند و می بینیم که در زمانه غیبت دعای ما این است که بر دین و طاعت او باقی بمانیم:

اللَّهُمَّ فَثَبِّتْنِی عَلَی دِینِکَ وَ اسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ وَ لَیِّنْ قَلْبِی لِوَلِیِّ أَمْرِکَ وَ عَافِنِی مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَکَ‏

اما تثبیت چگونه ممکن است؟ این کار با توحید ناب (تسلیم) ممکن است ونباید تعجیل کرد واذن الهی لازم است و حتی خود امام زمان هم منتظر است:

وَ ثَبِّتْنِی عَلَی طَاعَةِ وَلِیِّ أَمْرِکَ الَّذِی سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ وَ بِإِذْنِکَ غَابَ عَنْ بَرِیَّتِکَ وَ أَمْرَکَ یَنْتَظِرُ

مهم ترین عامل فرج این است که کار را کاملا در قدرت و صلاح خدا بدانیم و بگوییم:

وَ أَنْتَ الْعَالِمُ غَیْرُ الْمُعَلَّمِ بِالْوَقْتِ الَّذِی فِیهِ صَلاَحُ أَمْرِ وَلِیِّکَ فِی الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ کَشْفِ سِتْرِهِ‏

تو ای خدا به ذات خود بی‏ تعلم دانایی که چه هنگامی مصلحت در اذن به ظهور امر سلطنت الهیه اوست و پرده از جمال او برداشتن چه وقت صلاح عالم است

فَصَبِّرْنِی عَلَی ذَلِکَ حَتَّی لاَ أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لاَ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ وَ لاَ کَشْفَ مَا سَتَرْتَ وَ لاَ الْبَحْثَ عَمَّا کَتَمْتَ‏

پس ای خدا مرا صبر و شکیبایی ده در امر غیبت آن حضرت که آنچه را تو تأخیرش خواهی من تعجیل آن نخواهم و آنچه تو تعجیل آن خواهی من تأخیرش نطلبم و آنچه تو مستور میداری کشف آن نخواهم و آنچه امر بکتمان و نهان داشتن فرمودی بحث در آن نکنم

وَ لاَ أُنَازِعَکَ فِی تَدْبِیرِکَ وَ لاَ أَقُولَ لِمَ وَ کَیْفَ وَ مَا بَالُ وَلِیِّ الْأَمْرِ لاَ یَظْهَرُ

با فهم این حقیقت است که دعای غیبت به مرحله بعد می رسد:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تُرِیَنِی وَلِیَّ أَمْرِکَ ظَاهِراً نَافِذَ الْأَمْرِ

چگونه می توان ولی امر را دید ودعای رؤیت چطور مستجاب می شود؟

مَعَ عِلْمِی بِأَنَّ لَکَ السُّلْطَانَ وَ الْقُدْرَةَ وَ الْبُرْهَانَ وَ الْحُجَّةَ وَ الْمَشِیَّةَ وَ الْحَوْلَ وَ الْقُوَّة

نظر واضح به ولی امر زمانی میسر می شود که علم به اینکه «قدرت و همه چیزها برای خداست» در مؤمنین پیاده شود، آن وقت می توان طلب رؤیت داشت:

فَافْعَلْ ذَلِکَ بِی وَ بِجَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ حَتَّی نَنْظُرَ إِلَی وَلِیِّ أَمْرِکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ ظَاهِرَ الْمَقَالَةِ وَاضِحَ الدَّلاَلَةِ هَادِیاً مِنَ الضَّلاَلَةِ شَافِیاً مِنَ الْجَهَالَةِ

و بعد از این دعاست که تقاضای مشاهده مفصل تر ادامه پیدا می کند و برای امام و علیه دشمنان او دعا می شود…

نظریه مرحوم دولابی درباره انتظار بیش از هر چیز در این دعا آشکار است. او معتقد است انتظار درجاتی دارد و چنانچه در این دعا آمده منتظر واقعی نباید به دنبال تعجیل باشد( لاَ أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لاَ تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْت) : « طلب تعجیل ظهور برای افراد مبتدی خوب است، ولی بالاتر از آن هم هست و آن وقتی است که از تقلای خودت مایوس شدی و در خانه‌ات نشستی و چشم و گوش به در ماندی. از آن بالاتر وقتی است که منتظر در هم نیستی و از آن هم مایوس شدی. چنین فردی خود حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه» پهلویش نشسته‌اند و همه‌ی ملائکه نگاهش می‌کنند.»

دولابی معتقد بود که ما سه دسته منتظر داریم:

۱) کسی که از دور زیاد یاد امام می‌کند و انتظار دیدار او را می‌کشد تا علائم و آثاری از امامش ببیند، که فرموده‌اند: «افضل الاعمال انتظار الفرج»: برترین کارها انتظار فرج است.

۲) کسی که آثار و جای پا و جلوه‌ای از امام را دیده است، که فرموده‌اند: «فان ذلک فرجکم»: پس به درستی که فرج امام زمان «عجل الله تعالی فرجه» فرج خود شماست، یعنی انتظار و دعا کردن برای خود شما فرج و گشایش می‌آورد.

۳) اگر انتظار کامل شود و محبت به حد کمال برسد، طوری می‌شود که حضرت را در ظاهر ببیند یا نبیند، در یقین او اثر ندارد، بلکه در همه وقت با قلب خود مشاهده می‌کند. مثل پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» و اویس قرنی که به ظاهر اصلا یکدیگر را ندیدند؛ اما هرگز از هم جدا نبودند.

امام سجاد «علیه السلام» می‌فرماید: «ان اهل زمان غیبته افضل اهل کل زمان، لان الله آتاهم من العقل و الفهم و المعرفة حتی صارت الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة»: منتظران واقعی در زمان غیبت، برتر از مردم تمامی زمانها هستند.

اینجاست که نظریه انتظار دولابی، که نظریه تسلیم است ، ضد تعجیل است: « کسی که غیبت و ظهور حضرت حجت «علیه السلام» برایش یکسان باشد، به حضرت راه پیدا می‌کند. تا وقتی شخص می‌خواهد حضرت بیایند و پدر آدمهای بد را در بیاورند و انتقام از ظالمین بکشند، از دیدن حضرت خبری نیست. هر وقت عبد و تسلیم شدی و فاعلیت خدا را در همه‌ی حوادث دیدی و به آن تن دادی، آن وقت برای ملاقات با حجت خدا آماده شده‌ای.»

در واقع نظریه «انتظار مسلمانه» که در دعای غیبت و در تحلیل مرحوم دولابی آشکارا بیان شده است تصور مشهور از انتظار که تعجیل را در خود دارد دگرگون می کند. کسانی مانند مرحوم دکتر شریعتی که انتظار را مکتب اعتراض می دانستند متوجه این نکته مهم نشده بودند که لازمه تغییر وضع موجود تسلیم است و تغییر و اعتراض باید با روح تسلیم هماهنگ باشند.
اکنون می توان معنای این روایت را عمیق تر فهمید: کذب الوقاتون هلک المستعجلون‌ نجاالمسلمون.