شعر و داستان

مادرم مي گويد يک نفر در راه است / از صداي پايش دل من آگاه است

وقتي او مي آيد قاصدک مي خندد / راه هاي غم را بر همه مي بندد

ابرها مي بارد، چشمه ها مي جوشد / هر درختي در باغ، رخت نو مي پوشد

مادرم مي گويد روي ماهش زيباست / گر چه از او دوريم او هميشه با ماست

دیدگاهتان را بنویسید

Your email address will not be published. موارد ستاره دار الزامی می باشد

Post comment