مقالات

دور از دسترس قرار دادن امام زمان (عج) یا حضور ایشان در همه امور دو دیدگاه افراطی و تفریطی و از انحرافات در مقوله مهدویت است.

یکی از انحرافات در مقوله مهدویت، پرداختن به مباحثی است که هیچ ثمره ای ندارد. در روایت آمده است: «فاغلقوا ابواب السؤال عما لایعنیکم  ؛ از آنچه ثمره ای برایتان ندارد، بیهوده نپرسید». مسکن، ازدواج، همسر، تعداد همسران، تعداد فرزندان و… از مباحثی هستد که اذهان افراد را به خود مشغول ساخته و از مباحث مهم باز داشته است.

معرفت امام، وظیفه ما نسبت به امام، تبیین و ترسیم استراتژی آینده و ارائه آن برای زمینه سازی و فراهم آوردن شرایط ظهور و… مسایلی است که پرداختن به آن اهمیت فراوانی دارد.

صحبت از مواردی مثل همسر و فرزندان امام علیه السلام و یا ملاقات گرایی و … بازماندن از مباحث مهم، کاربردی و ضروریی مهدویت، بستر سازی برای ورود خرافات و سخنان بی دلیل و غیر مستند که در نهایت، سوداگران برای مطرح کردن خویش یا فریفتن مردم از بازار گرم این مباحث بهره می‌جویند،نتیجه ای ندارد.

خاستگاه این مباحث از عدم تشخیص وظیفه دینی،هوای نفس که در عوام فریبی بروز می‌یابد،توهم و خیال پردازی که زمینه داستان سرایی‌هایی چون جزیره خضرا و… است و عدم بررسی سندی و دلایلی روایات (چنانکه تأمل و بررسی، به خوبی جزیره خضرا را نفی می‌کند و با نفی آن، بطلان وجود هزاران فرزند برای حضرت یا تطبیق خضرا بر مثلث برمودا، کاملا روشن می-گردد) و عدم تبیین و روشنگری اندیشمندان و عالمان دینی، نشأت می گیرد.

راه جلوگیری از نفوذ این مباحث در حوزه مهدویت از این طرق است:

۱. علم و بصیرت در دین.

۲. روشنگری توسط اندیشمندان درموضوعات مرتبط با مهدویت و ذکر مسایل مهم و کاربردی و تبیین وظایف.

۳. حساسیت علما نسبت به عوام فریبان و ورود خرافات به ساحت دین و مقوله‌های دینی نظیر مهدویت.

۴. تقوا در مقابل هوای نفس و عوام فریبی.

و اما طرح مباحثی مثل مسکن و محل زندگی امام علیه السلام ، افراط و تفریط در تبیین مفهوم غیبت است.

برخی غیبت حضرت را به معنای عدم حضور معنا کرده اند. گروهی از اینان عالَمی توهم کرده و آن را «هورقلیا» نام گذارده و حضرت را در آن جا مکان داده اند. برخی دیگر حضرت را در دور دست‌ها (جزیره خضراو… ) پنداشته اند. برخی هر گونه دیداری با حضرت را نفی کرده اند.

این دیدگاه‌ها نادرست است و با روایات ما سازگار نیست. مطابق روایات، حضرت بر خلاف عیسای پیامبر علیه السلام به آسمان نرفته، در میان مردمان است، در شهرها و بازارها و… قدم می‌نهد:

…. صاحب هذا الامر یتردد بینهم و یمشی فی اسواقهم و یطأ فرشهم ولایعرفونه….

صاحب الامر در میان مردم رفت و آمد می‌کند، به بازارهایشان می‌رود و بر فرش هایشان قدم می‌نهد، ولی او را نمی شناسند.

هر ساله در مراسم حج حاضر می‌شود، مردم را می‌بیند و می‌شناسد و مردم هم او را می‌بینند ولی نمی شناسند:

والله ان صاحب هذا الامر لیحضر الموسم کل سنة فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لایعرفونه

به خدا سوگند که صاحب الامر، هر سال در مراسم حج حاضر می‌شود، مردم را می‌بیند و آن‌ها را می-شناسد، ولی مردم او را با آن که می‌بینند نمی شناسند.

جزیره خضرا، عالم هور قلیا و مانند این‌ها توهم‌هایی هستند رد شده و افسانه‌هایی هستند بی دلیل.

 طرح این مباحث چنین نتایجی به بار می آورد:

۱. دور از دسترس قراردادن امام. ۲. کم رنگ جلوه کردن تأثیر وجود امام، در اثر عدم اعتقاد به حضور ملموس ایشان.که نتیجه ای جز عدم درک دقیق مفهوم غیبت، دوری از آیات و روایات،هوای نفس،اطمینان به برخی نقل‌های غیر معتبر مثل جزیره خضرا،عدم بصیرت کافی و تفقّه در دین،بدگمانی و عدم اطمینان به نقل‌های معتبر. (کسانی که هر نوع دیداری را نفی می‌کنند)،ندارد.

نقطه مقابل دیدگاه تفریط در دور از دسترس قرار دادن امام علیه السلام ،دیدگاه افراط در  حضور ایشان در بین مردم است.این دیدگاه، هیچ تفاوتی بین غیبت و حضور قائل نیست. توقع دارد حضرت در هر امری دخالت نماید. این دیدگاه نیز به خطا راه پیموده است. اگر قرار بود حضرت مستقیماً در هر کاری دخالت کنند یا همه به محضرشان مشرف شوند، دیگر غیبت معنایی نداشت.

عوامل بوجود آورنده چنین تفکر ودیدگاهی ،این موارد هستند:

۱-عدم درک دقیق مفهوم غیبت.

۲-توهم و خیال پردازی.

۳. عدم درک جایگاه معجزات، امدادهای غیبی و اسباب و علل مادی.

۴. عدم تفقّه و تخصّص در دین.

۵. هوای نفس.

که منجر به چنین نتایجی خواهند شد:

۱. رویکرد و توجه زیاد مدعیان ارتباط و ملاقات.

۲. توهم زدگی و خیال پردازی.

۳. ناامیدی و یأس در اثر عدم ملاقات.

راه درمان افراط و تفریط  دوری از خیال پردازی و توهمات،رویکرد به معارف ناب دینی و علمای ربّانی، مقابله با انحرافات و بدعت‌ها و توهم گراها،تبیین و روشنگری توسط علمای دین است.

از دیگر آسیب‌هایی که در عصر غیبت برای منتظران اتفاق می‌افتد، مدعیانی هستند که بی دلیل یا به ساده-ترین اتفاق، ادعای ملاقات می‌کنند، یا کسانی که تمام وظیفه خویش را رسیدن به دیدار حضرت می‌پندارند واز باقی وظایف غافل شده وافراد را تنها به این عمل، به عنوان برترین وظیفه، فرا می‌خوانند که ثمری جز :

۱. یأس و ناامیدی در اثر عدم توفیق دیدار.

۲. توهم گرایی و خیال پردازی.

۳. رویکرد به شیّادان و مدّعیان مهدویت، نیابت و مدّعیان ملاقات.

۴. دور ماندن از انجام وظایف اصلی، به دلیل اهتمام بیش از اندازه و غیر متعادل به دیدار.

۵. بدبینی به امام علیه السلام به علت عدم دیدار. ندارد.

و منشأ  آن:

۱. نبود بصیرت و آگاهی نسبت به دین و نشناختن وظایف اصلی و فرعی.

۲. توهم و خیال پردازی.

۳. هوای نفس است.

مهم ترین راه درمان این آسیب، توجه و رویکرد به منابع اصیل، معارف ناب دین در پرتو مراجعه به علمای راستین است که در این صورت، برای ما روشن می-شود که بسیاری امور مطلوب و خوب هستند، امّا خدای متعال آن‌ها را به عنوان وظیفه بر دوش ما ننهاده (مانند ملاقات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف) یا این که در میان تکالیف و وظایف دینی رتبه بندی وجود دارد و در مقام عمل، لازم است

به درجه اهمیت و ضرورت آن‌ها توجه شود. به راستی در میان وظایفی مانند تقوا، خودسازی، تکالیف اجتماعی، انتظار و… ملاقات چه جایگاهی دارد؟!