داستان نرگس خانم و انتظار

نرگس خانم صبح زود از خواب بیدار شد آخه امروز خیلی خوشحاله چون قراره پدربزرگش از مشهد بیاید خونشون. صبحانه اش رو خورد و رفت تو اتاقش و مشغول قصه خوندن شد. یک ساعتی که گذشت. یکم حوصله اش سر رفت و بلند شد و رفت پیش مادرش که مشغول آماده کردن ناهار بود. نرگس…

داستان غیبت امام زمان (عج)

در زمانهای خیلی پیش که امام یازدهم(ع) ما زندگی می­کرد، پسر کوچکی در خانه داشت که اسمش مهدی بود. امام(ع) و پسرش دشمنانی داشتند، دشمنان امام(ع) خلفای عباسی بودند. آنها تصمیم گرفته بودند که این کودک را از بین ببرند و همه جا سراغ او را می­گرفتند. به جز تعدادی از نزدیکان امام(ع)، کس دیگری…

شعر می آید از دور مردی سواره

مي آيد از دور مردي سواره / برمرکب عشق چون ماهپاره والشمس رويش والليل مويش / گلها همه مست از رنگ و بويش عمامه بر سر مثل پيمبر (ص) / در بازوانش نيروي حيدر(ع) از پاي تا سـر در شور و شين است / برق نگـاهش مثل حسين(ع) است مي آيد از دور خوشبو تر…

شعر رسیده ماه شعبان

دوباره شور و خنده به باغ خانه دادي / رسيده جشن شادي تولدت مبارک دوباره کوچه ها شد نظافت و چراغان / رسيده ماه شعبان تولدت مبارک رسيده بوي نرگس به کوچه هاي روشن / گرفته قلب دشمن تولدت مبارک بگو بگو ندارم نه غصه و نه دردي / رسيده ماه مهدي(عج) تولدت مبارک